خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مرد خردمند و هندوانه

    مرد خردمند و هندوانه

    بود مردی در زمانهای قدیم

    در دهی بودی فقیرانه مقیم

    سفره اش خالی زانواع خوراک

    نان سوار و او به دنبالش هلاک

    روزگار از او در آوردی دمار

    هشتِ او پیوسته در رهن چهار

    گرچه دستش خالی از نقدینه بود

    لیک ازعقلی قوی می برد سود

    عاقلانه عقل را خدمت گرفت

    کرد کاری, که همه مانده شگفت

    در زمستان درهوای سردسیر

    بهرکاری بس شگفت اِستاد، پیر

    بوته ای از هندوانه سبز کرد

    این عمل را با هزاران رمز کرد

    بوته را همچون مهندس پروراند

    عاقبت برشاخه هایش میوه راند

    میوه اش گشته بزرگ وهم رسید

    درنهایت میوه ای از آن بچید

    همسرش گفتا عجب پر آب هست!

    درمیان میوه ها این, ناب هست

    قاچ ها را یک به یک خود می خوریم

    پوست آن را بره هامان می دهیم

    پیر گفتا خیر, این یک, نادر است

    لایق سلطان که ما را سرور است

    بارخر کردش به قصد پایتخت

    تاببیند خود چه می زاید زبخت

    همچنان هن هن کنان می رفت پیش

    زمزمه می کرد او با عقل خویش

    در نهایت بر درِ سلطان رسيد

    شاه او را از همان بالا بديد

    گفت: دربانان, به او رخصت دهید

    رهنمایش تا به نزد من شوید

    او الاغش را به یک شاخه ببست

    کیسه بر پشت و, به پشت در نشست

    آمد از داخل غلام پادشاه

    مرحمت کردش نشانش داد, راه ......               

    چون درون قصر سلطان رفت پیر

    شاه را دید و کنارش یک وزیر

    کیسه را بگشود نزد پادشاه

    آن وزیر انداخت بر او یک نگاه

    احترامی کرد و زآن پس هدیه را

    پیش کش کرد و بیامد باز جا

    گفت شاها گرچه این, نا قابل است

    رنج ما را جملگی این, حاصل است

    شه تمام رنج او را کرد یاد

    بر خزانه دار خود دستور داد

    کیسه اش را از جواهر پر کنید

    کیسه ای چندین برابر می دهید

    چون که گاهِ رفتن آن مرد شد

    کیسه ها پر اشرفی با خود برد

    کیسه ها را بار خر بنمود مرد

    قصر سلطان را به شادی ترک کرد

    راه را آهسته می پیمود, پیر

    ناشکیب از کارسلطان شد وزیر

    سر زنشها کرد سلطان را وزیر

    بعد از این تصمیم این جوری نگیر

    شاه گفتا زر نه بهر پیر بود

    مزد رنج و فکرش و تدبیر بود

    گر تو راضی نیستی از بذل من

    می توانی باز گیریَش به فن

    می توانی باز پس گیری از او

    نی زقدرت چاره ات ازعقل جو

    با شتاب آمد وزیر از بارگاه

    بهر استرداد زر, افتاد راه

    در بیابان کرد او را جست وجو

    تا کند از او سوال و گفت وگو

    دید او را عاقبت در دور دست

    دولتی بر اسب بود و او به پست

    گفت پرسش از تو دارم تا سه تا

    گر توانی پاسخی آور به جا

    گر نداری پاسخی مثبت, جواب

    کیسه ها از تو ستانم با حساب

    سیم و زر باید خردمندی بَرَد

    بی خرد آن را به بادش می دهد

    گفت بسم الله, اگر داری سوال

    پاسخ آرم گر بُوَد از لا محال

    دولتی برمرکب و او بود زیر

    بود آماده به گفتار وزیر

    گفت اول پرسشم این است هان!

    گو کجا باشد میان این جهان

    دومی احصاء انجم در سما

    چند باشد در حسابان شما

    سومی کار جهان توصیف چیست

    گر ندانی کیسه ها مال تونیست

    پیر. , راهِ كار را از عقل جست

    داد پاسخ او, به ترتیب نخست

    گفت اندازه گرفتم طول وعرض

    شد همین نقطه شما را الغرض

    گر تو داری اعتراض از متر من

    خود بفرما متر کن چانه نزن

    دومی را خود شمارش کرده ام

    شد به تعداد موهای این خرم

    گر تو هستی از حسابم بد گمان

    این شما این هم ستاره ی آسمان

    سومی را این چنین قادر نیم

    با لباسی این چنین پاسخ دهم

    کار دنیا را نباید کم گرفت

    دارد آن, اعمال زیبا و شگفت

    تو زاسبت شو پیاده همچو من

    تا نمایم جامه هایت را به تن

    می پرم بالا سوار اسب تو

    پاسخی آرم شود دلچسب تو

    همچنان کرد و سوار اسب شد

    کیسه ها آورد هر دو, نزد  خود

    گفت اکنون گیر افسار خرم

    تا ببینم خود چه پاسخ آورم

    چون چنین کرد آن وزیر بی خرد

    دید کو هم اسب وهم زر می برد

    رفت نزد پادشاه, آن پیرمرد

    چون بدیدش, شاه اول یک خَوْرْد

    گفت آری هر که صاحب عقل بود

    می تواند گوی سبقت را ربود

    پس همین جا نزد من دستور باش

    از تمام رنجها خود, دورباش

    (محمد مشتاقی)

    زعمل کار براید به سخنرانی نیست

    خیران و منتظر ظهور امام زمان(عج) که دستی پر همت و سخاوت دارند می توانند کمک های نقدی و غیر نقدی خود را جهت برگزاری دعای ندبه همراه با صبحانه، یا بر آورده شدن حاجات خویش نذورات خود را و یا همچنین شریک در ثواب قرائت دعا و هدیه ثواب دعا نثار به شادی روح اموات در اسیر خاک خود به بانیان و تدارک دهنده سفره صبحانه دعای ندبه تحویل دهند.

    و یا اینکه خانواده هایی که بمناسبت سالگرد وفات پدر و مادر و ....  خود بخشی از بودجه مراسم یادبود را با خرید میوه، کیک، حلوا و .... و گذاشتن بر مزار والدین خویش گرامی می دارند که بعضا به مصرف هم نمی رسد، بجاست، اگر برایشان امکان داشته باشد این نمونه خانواده ها را راهنمایی و فرهنگسازی کرد تا بجای این کار، بخشی از بودجه این مراسم یادبود سالگرد اموات خود را به صبحانه برگزاری دعای ندبه اختصاص دهند تا دعا بیاد اموات آنها در مسجد ترتیب داده شود.

    خیران گرامی ضمن ارائه پیشنهادات خود، کمک های نقدی ماهیانه خود را در امور فرهنگی مساجد (ولی عصر(عج) و ابوطالب) می توانند به شماره حساب  6063731010214113  واریز و یا به آقای محمد حسن بحرینی تحویل دهند.

    شعار وبلاگ دهستان دشتی اسماعیل خانی در سال 1395: هر کس در حد نوع توانش کار ارزشمندی زدستش بر میاد، خود با کمک امام جماعت  (برادر به کمک حاج آقا و خواهر به کمک خانم حاج آقا چه افراد ساکن در روستا و چه افراد خارج از روستا) برای شتاب در پیشرفت در آبادانی و سربلندی روستایش اقدام و عمل کند.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کیسه ,وزیر ,سلطان ,میوه ,اموات ,چنین ,دعای ندبه ,مراسم یادبود ,تحویل دهند ,برگزاری دعای ,
    مرد خردمند و هندوانه

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر